‹‹‹ اخبار و تحليل حوادث و رويدادهاي اجتماعی ››› |
حادثه آنلاين - آسيه صدر اشکوری*: بين تمامی نهادها و سازمانها اجتماعی، بیشک خانواده نقش و اهميت ويژهای دارد. هيچ جـــامعهای نمیتواند ادعای سلامت کند چنانچه از خانوادههايی سالم برخوردار نباشد و بی هيچ شبههای هيچ يک از آسيبهای اجتماعی نيست که فارغ از تاثير خانوادهای پديد آمده باشد. محيط و عوامل اجتماعی البته در به وجود آمدن اين آسيبها بیتاثير نيستند.

درباره پديده روسپيگری و فرار دختران که میتوان آن را از کانونهای چرکين آسيبهای اجتماعی دانست دقيقترين شاخص عقبافتادگی برای جامعه؛ تجليگاه فقدان عدالت اجتماعی، شاخص فقر و بيکاری، شاخص فقر فرهنگی و يک پديده فرهنگی ـ اجتماعی است.
اين، يک معضل روانشناختی و البته درمانپذير است. باید به خاطر داشت هر گونه اقدام ناسنجيده در برخورد با اين پديدهها، اين گونه آسيبهای اجتماعی را افزایش میدهد. نبايد با معلول برخورد قهری کرد ، بلکه بايد علتها را جست و آن را بر طرف ساخت.
حادثه آنلاين: مهماني در اتاق نشيمن منزل «اثيرجاسم آل عثمان» در جريان بود. مهماناني كه حدود 12 دختر 17، 18 ساله بودند.
دوشيزه عثمان و مادرش از مهمانان با چاي شيرين و خرما پذيرايي مي كردند. حدود نيمي از دختران بدون هيچ نشانه اي از دلهره در ميان مبلمان و ميزهاي مزين به مجسمه هاي كوچك و جعبه هاي دستمال كاغذي منقوش و پشت پرده هاي ضخيم مشغول به پايكوبي و شادماني بودند و اين در حالي بود كه سرتاپا پوشيده به عباي عربي بودند. ناگهان موسيقي متوقف شد و عاليا دختري 18 ساله جلو آمد و من من كنان گفت: «دخترها من براي شما خبري دارم»
او با نگراني لحظه اي مكث كرد اما سپس به سرعت شروع به صحبت كرد: «من نامزد كرده ام» ناگهان صداي جيغ دخترها از شنيدن اين خبر غيره منتظره بلند شد و عاليا همانند تعدادي ديگر از دختران شروع به گريستن كرد.
زبيده چگيني - دبیر گروه خبر تابان: عطر خوش شيريني داغ و تنوري كه ميپيچد توي فضا، دلتنگ مادربزرگم ميشوم كه هميشه يك ماه مانده به عيد شروع ميكرد به خريد ملزومات پخت شيريني و بعد هم علم كردن بساط فر توي همان اتاق سه در چهار كه همينجوري هم به زور تويش جا ميشديم.
اين روزها انگشتان مادربزرگم كه با آن گل ميانداخت روي شيريني قندي، بوي بهار ميداد و وقتي دست ميكشيد روي صورتم، انگار رنگين كمان را نقاشي ميكرد.
بهار با دامن پر از شكوفه لم داده بر درشكه زمان همچون ملكهاي ستودني از راه ميرسد و زنان قزويني انواع شيرينيهاي سنتي اين شهر را كه با زحمت بسيار و با دستان خود طبخ كردهاند، به عنوان تحفه و پيشكش در دست گرفته و به پيشوازش ميروند.
به مناسبت استقبال از عروس فصلها، تصميم به تهيه گزارشي از مراحل طبخ شيرينيهاي سنتي در قزوين گرفتيم تا در برابر آن همه بخشندگي بهار، شرمنده و دست خالي نباشيم؛

علی اصغر بروجردی معروف به اصغر قاتل، اولین قاتل سريالي ايران به حساب میآید. قربانیان وی را اکثراً کودکان تشکیل میدادند که او در اغلب موارد به آنها تجاوز میکرده است. طی مدتی که در عراق زندگی میکرده ۲۵ کودک را به قتل رسانده و پس از مدتها زندان و پس از آخرین قتل در عراق به ایران میگریزد و در ایران هم مرتکب ۸ قتل میشود.
وی در تاریخ ششم خرداد ۱۳۱۳ در تهران محاکمه و در ششم تیرماه همان سال به دار آویخته شد. اصغر قاتل، عامل قتل بیش از ۳۳ پسر خردسال و نوجوان به عنوان اولین قاتل زنجیرهای ایران شناخته شده است؛ جنایات وحشیانه وی تنها به داخل كشور محدود نشد و تا كشورهای مرزی نیز پیش رفت.
مزدک علی نظری- شاید برای نوشتن از آرایشگاه های زنانه، بهتر باشد یک خانم دست به قلم شود و آقایان محترم که عمراً به اینجور جاها راه شان نمی دهند، فقط نقش خواننده متن را به عهده بگیرند. اما مگر این وسوسه بی پیر می گذارد؟ به هرحال نوشتن از جا و فضایی که هرگز به آن پا نگذاشته ای، همیشه وصفش را شنیده ای اما دانسته هایت در همین حد مانده و هیچ عکسی، تصویر زنده ای از آن ندیده ای، ماجراجویانه و هیجان انگیز است. شاید نتیجه کار، چندان نظرگیر و ششدانگ نباشد – که قطعاً هم نیست- اما به هرحال یک تجربه تازه است. تجربه ای که امیدواریم دست کم خواندنی از آب در آمده باشد.
حادثه آن لاین: «اسكناس» ۴۵ ساله سرانجام پس از ماه ها تلاش و پيگيرى موفق به تغيير اسمش شد.
۱۵ ساله بودم كه برادر يكى از دوستانم مرا به خاطر نام عجيبم مورد تمسخر قرار داد و اين ماجرا دعواى شديد خانوادگى را همراه داشت.
«محمد»، 19 ساله، دانشآموز، فاقد سابقه کيفري
اتهام شما ارتکاب قتل عمدي است _ارتکاب قتل را ميپذيرم
مادر مقتول: فرزندم در حالي که در خون غوطهور بود، گفت: «محمد»، مرا کشت...
هراس وجودم را فرا گرفته بود، به سراغش رفتم و گفتم: «بايد تو را به بيمارستان برسانم»، ولي ديگر دير شده بود و من راهي جز فرار، پيش رو نداشتم. با دوستم سوار موتور شديم و از معرکه گريختيم....
معصومه هاشمی - گروه گزارش تابان: داستان طلاق، كابوس شبهاي پرالتهاب همه جاست. شهرهاي بزرگ تا روستاهاي كوچك و دورافتاده، حالا كسي به خاطر طلاق و از دست رفتن بخشي از خاطرات زندگياش، بقيه موهبتها را چندان از دست نميدهد. مجازات انزوا و تنهايي و توسري خوردن و حرف شنيدن از اين و آن از بين رفته تا مطلقهها با خيال راحت و بدون مخفيكاري سرخوردگيهايشان را بيرون بريزند و ديگران يا همدلي كنند و يا اظهار نظر عالمانه! براي كارشناسان هم شكسته شدن اين قبح و تبديل حرام به مكروه و جايز، لااقل اين فايده را داشته كه مطالعات موردي دقيقتري انجام دهند و چه اگر طلاق را فاجعه بنامند، راحتتر فرضيهسازي و تئوريپردازي كنند.
در سال 84 استان قزوين شاهد 12 هزار و 878 ازدواج بود كه هزار و 71 مورد آن به طلاق منجر شد؛ رقمي معادل 21/8 درصد كل ازدواجهاي آن سال. اما درست يك سال بعد، از مجموع 12 هزار و 578 ازدواج ثبت شده در استان، هزار و 201 مهر طلاق بر شناسنامهها حك شد كه از نظر آماري معادل 54/9 درصد كل ازدواجهاي آن سال بوده است.
حادثه آن لاين: "في في"، يك دختر 22 ساله از استان گانگ دونگ چين تنها يك يادگاري از مدت هشت ماه اقامت خود در دبي دارد: اثر سوختگي در پشت بدن و دست ها به دليل چسباندن ته سيگار به پوست بدنش در زماني كه سعي مي كرد از روسپي گري خودداري كند.
* زماني كه يك گروه تبهكار تهديد كرد عكس هاي عريان "في في" را براي اعضاي خانواده اش ارسال خواهد كرد اين دختر چيني تسليم خواسته هاي پست آنها شد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|