‹‹‹ اخبار و تحليل حوادث و رويدادهاي اجتماعی ››› |
هرچند امروزه سفر مشقات گذشته را ندارد و به مدد فنآوري، آدمي در هركجا كه باشد باز هم به نوعي متصل به خانه خويش است، اما بايد اعتراف كرد؛ همه اين تحولات با وجود خارقالعاده بودنشان، باز هم نتوانستهاند جايگزين احساسات واقعي آدمها در موقعيتهاي حقيقي شوند و اصلا انگار واقعيت چيزي دارد كه نه ميشود توصيفش كرد و نه حتي مجسماش. دوستيهاي واقعي چيزي از اين جنساند. در روزهايي كه سفر به عتبات عاليات توفيق حضور را از من سلب كرده بود دوستان زيادي از طريق ارسال پيامك، كامنت و ايميل به نوعي ابراز لطف كرده بودند و برخي نيز التماس دعا داشتند. از همه آنهايي كه در اين مدت دوست مجازي خودشان را فراموش نكردند، تشكر ميكنم و اميدوارم ادامه كار اين وبلاگ، رنگ و بوي حقيقي دوستي را بيش از گذشته كند.
اميدوارم در آيندهاي نزديك بتوانم خاطراتم از اين سفر و تصاويري كه از زندگي مشقتبار امروز مردم عراق بويژه در كربلا و نجف اشرف تهيه كردهام در وبلاگ قرار دهم.

مشاهده تصویر جانکاه دانش آموزان مدرسه روستاي درودزن مرودشت شيراز که سال گذشته در این ایام در فاجعه ای تلخ براثر آتش سوزی به این روز افتادند، وجودم را به لرزه افکند. چه کسی مسوول درد جانکاهی است که سالیان حیات این دخترکان معصوم، همواره با آنان همراه خواهد بود و سرنوشت زندگیشان را تغییر خواهد داد؟
کجاست آن که فرمود: بنی آدم اعضای یک پیکرند/ که در آفرینش زیک گوهرند/ چه عضوی به دردآورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار!

آن که اکنون خانه ای ندارد، دیگر خانه ای نخواهد ساخت
آن که اکنون تنهاست، تنهایی اش دیری خواهد پایید
بیدار خواهد شد، خواهد خواند، نامه های بلند خواهد نگاشت
ودر معبرهای پر درخت، نا آرام پرسه خواهد زد،
وقتی برگ ها در باد روانند
«راینر ماریا ریلکه»

کاش رییس جمهوری که اینچنین منابع موثقی برای اطلاع از احوالات مردم جهان دارد ، دست کم می گفت که حال و روز مردم ایران در چه وضعیتی است؟!

"تراژدی تلخ در محموآباد" عنوان تیتری بود که برای خبر خودکشی جانسوز "یاسین" و "لیلا" ، دو جوان دلداده و عاشق محمودآبادی برگزیدم. از دیروز که این خبر را شنیدم و دیشبی که خبر آن را توی وبلاگ کار کردم تا همین حالا، حال درست و حسابی ندارم. امروز هم که عکس صحنه خودکشی این دو را بر فراز دار در تحریریه "تابان" دیدم، از شدت ناراحتی تنها توانستم با اشک هایی که برگونه هایم جاری شد، برای دو انسانی که قربانی بی توجهی خانواده های خود شدند، به عزا بنشینم.
در این چند سالی که در حوزه مسایل اجتماعی بویژه "حوادث" کار کرده ام بارها شده که از رویدادهای تلخی متاثر شوم و روح و جانم درگیر موضوع شود، اما این شاید از معدود مواردی است که این چنین سخت درگیر موضوع شده ام. نمی توانم تجزیه و تحلیل کنم رفتار پدر و مادرهایی را که با بی توجهی بر علایق و احساسات فرزندانشان، آتشی را افروختند که دامان شکوفه هایی را گرفت که هنوز به بار ننشسته، پرپر شدند. براستی پدر و مادری که این روزها به مویه و عزا نشسته اند، چگونه قادرند به بازشناسی رفتار گذشته ای بپردازند که دو انسان را تا فراز دار بالا کشیده است؟
"یاسین" و "لیلا" رفتند، اما پدرها و مادرهای فراوانی هستند که همچون پدر و مادر این دو، ناتوان از ایجاد یک ارتباط دوستانه و صمیمانه با فرزندان خود، آنان را به دست تندباد سرنوشت می سپارند و فرزندانی اینگونه به بار نشسته، چونان حبابی از پس هر تلنگری می شکنند...
و باز پرسپوليس، تيم محبوب من در جدالي نفس گير و مهيج با مس كرمان، برد...
عبارتنا شتی و حسنک الواحد
و کل الی ذاک الجمال نشیرو
هر کس به طریقی تو را وصف می کند، اما زیبایی تو یک چیز است! و همه این عبارت های مختلف به همان یک چیز اشاره می کند! (ابوالعلای معری)
یک جمله نیست حدیث عشق، وین عجب/ وز هر که می شنوم حدیث مکرر است (حافظ)
الطرق الی الله به عدد نفوس خلائق! (بایزید بسطامی)
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|