تبليغاتX
تازه‌ترين اخبار حوادث و رويدادهاي اجتماعي را در حادثه آنلاين بخوانيد
 
‹‹‹ اخبار و تحليل حوادث و رويدادهاي اجتماعی ›››
 

حادثه آنلاين: كشف جسد مرد جواني در اطراف تاكستان، راز جنايتي را كه دو مرد به انگيزه اختلاف مالي در يكي از محلات كرج مرتكب شده بودند، آشكار ساخت.

به گزارش گروه حوادث تابان، ماجراي اين حادثه هنگامي برملا شد كه صبح 11 خرداد‌ماه امسال، مردي با مراجعه به شعبه يكم بازپرسي دادسراي امور جنايي كرج با ارايه شكايتي از ناپديد شدن پسر 35 ساله‌اش به نام "سيدجعفر" خبر داد. با شكايت ارايه شده، پرونده‌اي در اين ارتباط تشكيل شد و با دستور بازپرس حسين رازليقي، كارآگاهان اداره مبارزه با جرايم پليس آگاهي استان تهران جستجوي ويژه‌اي را براي يافتن مرد گمشده آغاز كردند.

ماموران در جريان تحقيقات گسترده خود پي‌بردند كه جوان ناپديد‌شده، عصر روز دهم خردادماه با يك دستگاه خودروي پرايد براي ديدن يكي از دوستانش، محل سكونت‌ خود را ترك كرده و ديگر به خانه بازنگشته است. تلاش‌هاي خانواده وي نيز براي يافتن ردي از او نتيجه‌اي نداشته و تلفن همراه‌ش نيز از ساعتي پس از ترك خانه خاموش شده است.

كارآگاهان جنايي پليس كه براي دستيابي به سرنخي از چگونگي ناپديد شدن سيدجعفر به تحقيق از خانواده او پرداخته بودند دريافتند كه او چندي پيش آپارتماني را از جوان 22 ساله‌اي به نام امير‌ در يكي از محله‌هاي كرج خريده، اما تلاش فروشنده براي فسخ معامله و تحويل آپارتمانش، باعث بروز اختلافاتي بين اين دو شده است و در روز‌ي كه او ناپديد گرديده، براي ديدن همين فرد خانه را ترك كرده است.

با به دست آمدن اين اطلاعات، ماموران كه احتمال مي‌دادند امير در ماجراي ناپديدشدن سيدجعفر نقش داشته باشد، با مراقبت از محل سكونت و پاتوق‌هاي تردد امير، او را مورد تعقيب قرار داده و هنگامي كه قصد داشت به همراه يكي از شركايش، محل فعاليت خود را در يكي از محله‌هاي كرج ترك كند وي را دستگير كردند.

امير و دوستش <عليرضا> كه با انتقال به اداره مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي استان تهران، مورد بازجويي و تحقيق كارآگاهان قرار گرفته بودند با تاييد وجود اختلاف بين آنان وسيدجعفر بر سر معامله فروش يك واحد آپارتمان، از ناپديد شدن او اظهار بي‌اطلاعي كردند. اين در حالي بود كه وجود برخي تناقض‌گويي‌ها در اظهارات اين دو، شك كارآگاهان را در دخالت مظنونان به دخالت در ماجراي ناپديد‌شدن مرد جوان تشديد كرد.

در حالي كه تلاش كارآگاهان براي گشودن قفل اين پرونده همچنان ادامه داشت، خبر رسيد؛ خودروي پرايد مرد گمشده بدون سرنشين در حوالي شهر تاكستان توسط ماموران گشت پليس پيدا شده و به پاركينگ انتقال يافته است.

با پيدا شدن خودروي مرد گمشده، اين فرضيه در نزد كارآگاهان قوت گرفت كه او از سوي دو مرد مظنون ربوده شده و به قتل رسيده باشد. همين گمانه‌زني كافي بود تا بار ديگر متهمان به صورت جداگانه مورد بازجويي‌هاي متعدد قرار گيرند. امير، مظنون اصلي پرونده كه در طول يك‌هفته بازجويي همچنان حرف روز نخست خودش را تكرار مي‌كرد سرانجام، در برابر شگردهاي كارآگاهان پليس كم آورد و با بازشدن لب‌هايش به اعتراف، راز قتل سيد جعفر را فاش كرد.

امير‌ در اظهاراتش به كارآگاهان پليس پليس گفت: چندي قبل آپارتمانم را به سيد جعفر (مقتول) فروختم، پس از مدتي متوجه شدم ارزش واقعي آپارتمان بيش از مبلغي است كه من به او فروخته‌ام، بنابراين تصميم گرفتم معامله‌ام را با او فسخ كنم. ماجرا را با سيد جعفر در ميان گذاشتم او حاضر به فسخ معامله نشد و به اين ترتيب تصميم گرفتم با زور و تهديد او را وادار به پس دادن آپارتمان كنم.

متهم به قتل افزود: براي عملي كردن نقشه‌ام، يك اسلحه شكاري خريدم و موضوع را با دوستم عليرضا در ميان گذاشتم. عصر روز حادثه با سيد جعفر تماس گرفتم و از او خواستم به منزلم در محله اشتراكي كرج بيايد تا با هم درخصوص وضعيت آپارتمان صحبت كنيم، وقتي مقتول به خانه‌ام آمد و بار ديگر حاضر به فسخ قرار‌داد نشد، با هم درگير شديم. در حين درگيري من با سيد جعفر، دوستم عليرضا وارد اتاق شد و با شليك يك گلوله به سمت او، سيد جعفر را به قتل رساند.

متهم به قتل در ادامه گفت: با مرگ سيدجعفر، وحشت كرده بودم، ‌چرا كه هدفمان فقط ترساندن او بود، نه مرگش. تصميم گرفتيم به هرشكل كه شده آثار قتل او را از بين ببريم، به همين خاطر، جسد سيد جعفر را شبانه در صندوق عقب اتومبيل‌اش گذاشتيم و با انتقال به بيابان‌هاي اطراف تاكستان، او را همان‌جا دفن كرديم و پرايدش را هم در حوالي جاده تاكستان - قزوين رها كرديم.

به دنبال اعترافات امير، همدستش عليرضا كه در بازجويي تازه در برابر كارآگاهان پليس قرار گرفته بود، ادعا كرد كه سيد جعفر توسط امير با شليك سلاح شكاري به قتل رسيده و او كه از ماجرا بي‌خبر بوده است پس از آن كه امير از او كمك خواسته، تنها در حمل جسد و دفن سيد جعفر به دوستش كمك كرده است.

با اعترافات متهمان، كارآگاهان جنايي پليس آگاهي استان تهران، بيست و ششم خرداد با همكاري ماموران پليس تاكستان موفق شدند جسد جوان ناپديد‌شده را كه در يك منطقه بياباني دفن شده بود كشف كنند.

براساس اين گزارش؛ بنا به دستور قاضي حسين رازليقي، جسد براي بررسي و اعلام نظر پيرامون علت قطعي مرگ به پزشكي قانوني منتقل گرديده و كارآگاهان جنايي پليس آگاهي نيز تحقيق خود از دو متهم اين پرونده را كه هريك مي‌كوشند قتل سيدجعفر را به گردن ديگري بياندازند، از سر گرفته‌اند.

  منتشر شده در  یکشنبه 2 تیر1387  | 
  POWERED BY BLOGFA.COM