‹‹‹ اخبار و تحليل حوادث و رويدادهاي اجتماعی ››› |
سعيد جليلي: «من سرهنگ فلاني هستم از پليس آگاهي».اين جمله شما را ياد چي مياندازد؟ سريال كلانتر؟ پليسي كه لباس شخصي ميپوشد و همه چيز را ميداند؟
يا اتاق تنگ و تاريكي كه در آن يك نفر در حال بازجويي متهم است؟ قبول داريد كه هيچكدام از ما تصور درستي از آگاهي نداريم؟ شايد فقط در همين حد بدانيم كه سر و كار كارآگاهان اين اداره با سرقت و جنايت است. فقط همين. ولي عمرا هيچكدامتان نميتوانيد تصور كنيد كه اين اداره براي خودش چه تشكيلاتي دارد.
گزارش را بخوانيد تا متوجه شويد كه يك كارآگاه ايراني، براي اينكه راز يك جنايت را فاش كند چه ابزار پيشرفتهاي در اختيار دارد. اين گزارشي است از مركز تشخيص هويت پليس آگاهي ناجا؛ جايي كه به مناسبت هفته ناجا رفتهايم سراغش.
اوايل خيابان نوفل لوشاتو، درست روبهروي ديوار دورودراز سفارت روسيه، يك فولكس كابيندار ايستاده و سربازي در حال شستن شيشههايش است. چند نفري هم دارند از پشت ماشين وسايلشان را برميدارند. همينطور كه سرباز شيشه را دستمال ميكشد، ميتواني عنوان «بررسي صحنه جرم» را روي ماشين بخواني. آن چند نفر هم احتمالا از صحنه يك جنايت ميآيند.
كمي آن طرفتر لهجه اصفهاني مرد ميانسالي را ميشنوي كه قيافهاش بدجوري شبيه كارآگاه سريال ميوه ممنوعه است؛ مردي كه مثل توي فيلمها يك كيسه دربسته توي دستش دارد كه چند تا پوكه خالي تويش انداختهاند. اگر بيشتر فضولي كني، ميفهمي كه او يكي از كارآگاهان پليس آگاهي اصفهان است كه آمده اينجا تا سرنخي از سرقت مسلحانه شب گذشته شهرش پيدا كند. او براي دستگيري سارقان نياز به اطلاعات پليسهاي سفيدپوش دارد. اينجا مركز تشخيص هويت آگاهي است؛ جايي كه پليسهايش سفيد ميپوشند.
امكانات در حد پوآرو
سرهنگ عبدالله قاسمي، رئيس اداره اجتماعي پليس آگاهي است. او درباره تشكيلاتي كه آنها در مركز تشخيص هويت دارند، توضيح ميدهد: «وظيفه اين دايره، بررسي آثار به جا مانده در صحنههاي جرم است.
از سرقتهاي ساده بگيريد تا جنايتهاي سنگين». جناب سرهنگ ضمن يادآوري اينكه همه پرسنل در اين ساختمان جزو تحصيلكردههاي پليس هستند و حداقل مدرك ليسانس دارند، ميگويد: «از سال 1370، توجه زيادي به اين بخش شد؛ طوري كه با خريد تجهيزات بهروز دنيا و اعزام نيرو به كشورهاي اروپايي، الان مركز تشخيص هويت آگاهي يكي از پيشرفتهترين مراكز در سطح دنياست». باور كردنش كمي مشكل است ولي اگر شما هم گشتي در اين ساختمان چند طبقه بزنيد، دهانتان از تعجب باز ميماند.
مجموعه اين ساختمان از 3 مركز تشكيل شده، «واحد بررسي صحنه جرم»،«آزمايشگاههاي تحقيقات جنايي» و «بانك اطلاعات انگشت نگاري مجرمين».
ولي شايد جذابترين بخش، همان آزمايشگاههاي تحقيقات جنايي باشند؛ جايي كه ما فقط توي فيلمهاي خارجي نمونهاي از آنها ديدهايم. اينجا 4 تا آزمايشگاه هست. آزمايشگاه شيمي جنايي، فيزيك جنايي، بيولوژي و بررسي اسناد و تطبيق آثار انگشت.
اگر چرخي در اين آزمايشگاهها بزنيد، آن وقت متوجه ميشويد كه خيلي از اتفاقاتي كه در سريالهاي پليسي خارجي ميافتد، فقط فيلم نيست بلكه واقعا جايي وجود دارد كه مثلا بتوانند از روي رد پاي يك مجرم تشخيص بدهند كه چطور راه ميرفته يا مثلا از ته مانده يك بشقاب يا يك ته سيگار متوجه شوند كه مقتول با چه سمي كشته شده!
به دنبال سر نخ
«ما در تمام مراكز استانها اداره تشخيص هويت داريم. در عين حال، مركز تشخيص هويت ما در تهران، به عنوان يكي از پيشرفتهترين مراكز در سطح دنيا، با كل كشور تعامل دارد. مثلا همين آقايي كه جلوي در ديديد، از كارآگاهان اصفهان است كه براي بررسي پرونده سرقت مسلحانه ديشب به تهران آمده».
سرهنگ قاسمي از سرعت عمل بررسي آثار به جا مانده در صحنه جرم ميگويد: «الان در صورت لزوم كل مدارك جنايي ظرف 24 ساعت به اين مركز ارسال ميشوند. ما هم پس از بررسي 24 ساعته، پاسخ را بر ميگردانيم».
او توضيح ميدهد كه در شهرهاي بزرگ براي بررسي صحنه جرم بين نيروهاي پليس تفكيك وظايف وجود دارد. چطوري؟ «بعد از وقوع هر جرمي، عوامل انتظامي در صحنه حاضر ميشوند. از اين مرحله به بعد، در صورتي كه اين افراد تشخيص بدهند كه نياز به حضور كارشناس در صحنه هست، گروه كارشناسي به محل اعزام ميشوند و اقدامات محلي را انجام ميدهند. حالا تعداد اين افراد بسته به اهميت موضوع افزايش مييابد بعد هم اگر لازم باشد با سازمانهايي مثل پزشكيقانوني ارتباط برقرار ميكنيم».
به طور كلي مراكز تشخيص هويت، بعد از وقوع جرم، 2كار ميكنند. اولين وظيفه بر عهده گروه بررسي صحنه جرم است كه بلافاصله بعد از واقعه در صحنه حاضر ميشوند و به جمعآوري آثار و مدارك ميپردازند؛ آثاري مثل اثر انگشت، رد پا، بزاق دهان و... اين گروه بلافاصله مدارك را در اختيار آزمايشگاههاي جنايي قرار ميدهند. آنها بعد از تحويل مدارك، ديگر كاري ندارند و براي ماموريت بعدي آماده ميشوند.
وظيفه بعدي برعهده پرسنل آزمايشگاههاست كه بايد به بررسي آثار بپردازند. آنها وظيفه دارند به كارآگاهان اطلاع بدهند كه مثلا پوكههايي كه پيدا شده مربوط به همان صحنه جنايت است يا خير؛ يا اينكه گروه خوني متهم چيست و كارهايي از اين دست.
هيچكس نميتواند فرار كند
«معمولا در گروه بررسي صحنه جرم، يك پليس زن حضور دارد. در صورتي كه در صحنهاي مقتوله وجود داشته باشد، حتما 2نفر پليس خانم با گروه ميفرستيم تا از نظر مسائل شرعي مشكلي پيش نيايد».
سرهنگ قاسمي يادآوري ميكند كه يكي از سختترين كارهاي پليس بررسي آثار به جا مانده در صحنه جرم است. خصوصا اگر پليسها خانم باشند؛ «خيلي وقتها شما در يك صحنه با جنازهاي مواجه ميشويد كه چند ماه مانده و به قول بچهها صابوني شده؛ يعني اگر دست به پوستش بزنيد مثل صابون ليز ميخورد و جمع ميشود. يا خيلي وقتها قاتل براي اينكه لو نرود، جنازه را مثله كرده يا حتي سوزانده است.»
بررسي يك قتل يا يك سرقت مسلحانه ممكن است ماهها طول بكشد ولي با وجود چنين تجهيزاتي، خيلي بعيد است كه قاتلي بتواند از دست قانون فرار كند. اين را سرهنگ قاسمي هم تأييد ميكند؛ «بيش از 90درصد قتلها، كشف ميشوند». و اين حاصل همكـاري كارآگاهان و پليــسهـاي ســفيدپوش در مــــركـــز تــشـخــيص هويت است.
تاريخچه مركز تشخيص هويت پليس آگاهي
سال 1330 در مجموعه شهرباني تهران، ادارهاي به وجود آمد كه كار انگشتنگاري از متهمان را انجام ميداد. از همان زمان، بانك اطلاعاتي اثر انگشت مجرمين به صورت دستي نگهداري ميشد.
از سال 50، آزمايشگاههاي تحقيقات جنايي هم به اين مجموعه اضافه شدند و تحصيلكردههاي رشتههاي شيمي و فيزيك در اين اداره مشغول به كار شدند. تا پيش از انقلاب، اين مركز را فقط در شهر تهران داشتيم؛ مركزي كه از 2 اداره تشخيص هويت و پليس بينالملل تشكيل ميشد.
در سال60 پليس بينالملل از اين اداره جدا شد و به صورت مستقل شروع به فعاليت كرد. از آن موقع مركز تشخيص هويت با 2 آزمايشگاه اثر انگشت و تحقيقات جنايي فعاليتش را ادامه داد تا سال 70 كه نيروي انتظامي شكل گرفت. از اين سال به بعد به استانداردسازي اين مركز توجه بيشتري شد و با اعزام نيرو به خارج از كشور، آموزشهاي لازم هم به دست آمد. الان اين مركز با خريد پيشرفتهترين دستگاهها و 4 آزمايشگاه، يكي از مجهزترين مراكز بررسي جرم در دنياست.
به دنبال سرنخ
مركز تشخيص هويت، 4 آزمايشگاه دارد كه هر كدام، به فراخور اسمي كه برايش گذاشتهاند، يك قسمت از بررسي سرنخهاي پرونده را برعهده ميگيرد. بد نيست وظايف هر كدام از اين آزمايشگاهها را به تفكيك بدانيد.
آزمايشگاه بيولوژي: بخشي از آثار بهجا مانده از صحنههاي جرم به اين آزمايشگاه ارسال ميشوند. نمونههايي مثل خون – كه معمولا به مقدار زياد در صحنه وجود دارد – مو، بزاق، استخوان و بافت. از اين نمونهها براي تعيين گروه خوني قاتل و مقتول، رد پدر و فرزندي، تعيين هويت اجساد و حتي تعيين DNA استفاده ميكنند.
DNA در مرحله اول از طريق استخوان يا بافت تشخيص داده ميشود ولي اگر پروندهاي خيلي گره بخورد و اين نمونهها وجود نداشته باشند، كارشناسان اين آزمايشگاه از طريق مو و خون بهجا مانده در صحنه ميتوانند DNA فرد را شناسايي كنند. اين روش بسيار پيشرفته ميتواند گره بسياري از پروندهها را باز كند. الان در اين مركز به صورت آزمايشي، بانك اطلاعات DNA متجاوزين به عنف در حال آمادهسازي است.
آزمايشگاه شيمي جنايي: آزمايش روي هر نمونهاي كه احتمال ميدهند مجرم از آن استفاده كرده باشد، تشخيص سموم كشنده، مواد مخدر، الكلها، مقايسه رنگ اتومبيلها بهخصوص در صحنههاي تصادف، بررسي بقاياي شليك بر اثر سلاح گرم، مواد منفجره و حتي بازسازي انگشتان اجساد و تعيين هويت آنها بر عهده اين آزمايشگاه است. ضمن اينكه كارشناسان اين آزمايشگاه قادرند آلياژ مواد مختلف را با كمترين جزئيات به دست بياورند. منبع : همشهری آنلاین
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|