تبليغاتX
تازه‌ترين اخبار حوادث و رويدادهاي اجتماعي را در حادثه آنلاين بخوانيد
 
‹‹‹ اخبار و تحليل حوادث و رويدادهاي اجتماعی ›››
 

حادثه آنلاین: در حالي كه اعتراف‌هاي تازه «مهين»، ابعاد تازه‌اي از ارتكاب شش جنايت از جمله قتل پدر يك شهيد را برملا مي‌سازد، عامل قتل‌هاي سريالي قزوين انگيزه‌‌ خود از اين جنايت‌ها را تنها سرقت طلاجات مقتولان براي پرداخت بدهكاري‌هايش و تامين هزينه درمان كودك بيمارش مي‌داند.

اين اعتراف‌ها در حالي است كه تحقيقات گسترده و همه‌جانبه تيم قضايي به سرپرستي قاضي «افتخاري» معاون دادستان قزوين با آشكار كردن زواياي تاريك پرونده براي مشخص كردن يكي از نقاط مبهم باقي‌مانده پرونده - قتل «كيميا» زن 51 ساله‌اي كه جسدش شانزدهم ارديبهشت در مقابل تاسيسات تصفيه‌خانه شهرصنعتي البرز در حوالي سه راهي كما‌ل‌آباد كشف شد - تاكنون به جايي نرسيده است و تاكيد اين زن در عدم دخالت‌اش در قتلي كه پيش از اين به عنوان پنجمين قتل سريالي نام گرفته بود، چگونگي اين جنايت را در هاله‌اي از ابهام قرار داده است.

اطلاعات يك شاهد؛ عامل شناسايي قاتل
«مهين» 32 ساله، عامل قتل‌هاي سريالي زنان مسن در قزوين كه جنايت‌هايش چهارماه وحشت و نگراني و اضطراب را در اين شهر حاكم ساخت، پس از آن توسط پليس شناسايي و دستگير شد كه زن سالخورده‌اي كه موفق شده بود از دست اين زن بگريزد با مراجعه به پليس، اطلاعات ارزشمندي از او را در اختيار كارآگاهان جنايي قرار داد.

خانم «نوري» 60 ساله كه بيست و يكم ارديبهشت به پليس آگاهي مراجعه كرده بود، به كارآگاهان گفت: «در چهارانبيا بودم كه زن جواني به طرفم آمد و درحالي كه مرا مي‌بوسيد، گفت: «شما خيلي شبيه مادر خدابيامرزم هستيد» و با اصرار خواست كه مرا به خانه‌ام برساند. وقتي سوار رنو شدم در جريان حرف‌هاي معمولي‌اش به من آب‌ميوه تعارف كرد ،‌ بعد هم با اصرار خواست آن را بنوشم. وقتي به چهارراه سپه رسيديم او از من خواست براي آوردن دخترش به آموزشگاه برود، كه تغيير مسير او به سمت سلامگاه باعث شك من شد و با اصرار من كه از او خواستم ماشين را نگه‌دارد، نشاني و شماره تلفن خانه‌ام را گرفت و من با پياده شدن از ماشينش به سرعت از آنجا دور شدم.

قاتل خونسرد و باهوش
«مهين» كه در نخستين دقايق بامداد جمعه بيست و پنجم ارديبهشت در عمليات غافلگيرانه ماموران پليس در محل سكونت استيجاري‌اش در «شنبه بازار» شهرك مينودر بازداشت شده بود بلافاصله پس از دستگيري به مقر پليس آگاهي منتقل شد و بازجويي از او به عنوان «مظنون جدي» قتل‌هاي زنجيره‌اي زنان مسن در قزوين توسط كارآگاهان ويژه جنايي پليس آگاهي ناجا و زير نظر تيم تحقيقات قضايي آغاز شد.

بازجويي از زني كه از لحظه‌ي دستگيري،‌ خونسردانه و با اعتماد به نفس بالا، لبخند‌زنان به سوالات بازجويان پاسخ مي‌داد، كار را براي تيم تحقيق سخت كرده بود. محور بازجويي‌ها، تحقيق از متهم در باره‌ي يافته‌هاي پليس در منزل «مهين» بود، اما او همچنان مي‌كوشيد با استفاده از هوش سرشار خود، پاسخي مناسب براي سوالات تازه كارآگاهان بيابد. پليس موفق شده بود آدرس و شماره تلفن تنها شاهد پرونده را كه از دست او فرار كرده بود را همراه با بريده صفحه حوادث روزنامه‌ها و نشريات محلي در باره قتل‌هاي زنجيره‌اي در خانه زن جوان بيابد. ضمن آنكه كارآگاهان در بررسي خودروي رنوي متهم، ردي از خون يكي از مقتولان را در لايه زيرين روكش صندلي عقب اتومبيل يافته بودند.

قاضي «افتخاري» معاون دادستان و رييس تيم تحقيقات قضايي پرونده قتل‌هاي زنجيره‌اي تاييد مي‌كند كه مقاومت و واكنش‌هاي «مهين» دور از انتظار بوده و كار تحقيق و بازجويي را سخت و دشوار كرده بود. اين مقام قضايي مي‌گويد: با گذشت زمان و تغيير روش‌هاي بازجويي، با وجود اينكه متهم تلاش مي‌كرد خونسردي خودش را حفظ كند ولي آشكارا پاهايش به لرزه افتاده بود و سرانجام شگردهاي بازجويان نتيجه داد و پس از 18 ساعت تلاش طاقت‌فرساي تيم تحقيق، لب‌هاي «مهين» به اعتراف گشوده شد. او در اين اعتراف‌ها، با پذيرش دست داشتن در قتل «كبري قليچي »، «گرجي حاجي‌رجب»، «عاتقه خراساني» و «صغري تقي‌حلاجان»‌، جزييات بيشتري از ارتكاب دو قتل ديگر را نيز آشكار كرد.

اعترافات تازه "مهين"؛  2 قتل ديگر!
«مهين» كه در بيست و يكم مهرماه سال 85 به عنوان مظنون در قتل صاحب خانه‌اش «صفت‌اله مافي‌فرد» معروف به «عزت» دستگير و پس از 25 روز بازداشت با بي‌نتيجه ماندن تحقيقات از او آزاد شده بود، در جريان تازه‌ترين اعتراف‌هايش كه همزمان با بازسازي صحنه‌هاي قتل صورت گرفت، چگونگي قتل او را نيز فاش ساخت.

به گفته‌ي قاضي «افتخاري»، انگيزه مادي در قتل پدر شهيد دخالتي نداشته و در جريان اين قتل نيز چيزي سرقت نشده است و قاتل به انگيزه ديگري، با تعقيب صاحب خانه‌اش كه ظاهراً به طبقه محل سكونت او آمده بوده، او را طناب‌پيچ و سپس خفه كرده است و با استفاده از يك فرصت، جسد «عزت» را در پشت صندوق عقب پرايد‌ش گذاشته و در كانال آبي در حوالي مصلي رها مي‌كند.

عامل قتل‌هاي سريالي همچنين اعتراف كرده است كه خاله‌ همسرش را كه زن معتادي بوده به علت نفرت از او، در منزلش در «غياث‌آباد» قزوين به قتل رسانده و طلاجاتش به ارزش 2 ميليون تومان را به سرقت برده است.

ماموران كلانتري 17 غياث‌آباد  كه جسد «اعظم طاهرخانی» معروف به «بانو» 49 ساله را چهارم اسفندماه 87 در خانه‌اش پيدا كردند در بررسی‌هاي خود دريافتند كه قاتل باید فردي آشنا باشد و به بهانه‌اي با ورود به داخل خانه، اين زن ميانسال را به قتل رسانده است.

براساس اعترافي كه پیش روی تیم تحقیق قرار داد، «مهین» گفته است: «روز جنایت با اطلاع از اینکه وی تنهاست به خانه‌اش رفتم. با استفاده از قرص خواب‌آور نوشابه‌اش را مسموم كردم و به وی دادم. بانو با نوشیدن نوشابه بی‌هوش شد. سریع با استفاده از روسري‌ خودش خفه‌اش کردم و با انداختن جنازه‌اش در حياط و سرقت طلاهایش، پا به فرار گذاشتم».

بازسازي صحنه‌هاي جرم
معاون دادستان قزوين و سرپرست تيم تحقيق پرونده، پس از بازسازي صحنه قتل پنج زن از سوي «مهين» با تشريح اعتراف‌هاي متهم گفت: متهم در جريان بازسازي صحنه قتل‌ها به طور كامل نحوه اغفال طعمه‌ها، بي‌هوش كردن آنها و قتل و انتقال اجساد را تشريح كرد. اين در حالي است كه اعتراف‌هاي «مهين» هنگام بازسازي صحنه‌ها، با اظهاراتش در پليس آگاهي و اظهارات تنها شاهد ماجرا به طور كامل مطابقت داشت.

قاضي «علي افتخاري» افزود: متهم پس از سوار كردن طعمه‌هايش، به بهانه تمام كردن بنزين، خودرو را در محلي خلوت متوقف مي‌كرد و با خارج شدن از خودرو آبميوه مسموم را آماده مي‌كرد. سپس آبميوه مسموم را به طعمه‌هايش مي‌خوراند. اما در قتل سوم ـ عاتقه ـ به بهانه رفتن به پمپ بنزين او را از مسير اصلي منحرف كرده و نقشه‌اش را به نتيجه رسانده بود.

سرپرست تيم تحقيق خاطرنشان ساخت: متهم در بازسازي صحنه قتل به جزييات تازه‌اي اعتراف كرد كه با شواهد كشف شده در محل‌ها مطابقت داشت. او به تيم تحقيق گفت: «پس از رها كردن جسد صغري، باقيمانده چسب را به داخل محوطه دانشگاه بين‌المللي پرت كردم.» به‌اين ترتيب ماموران پس از جست‌وجوي دقيق محل مورد نظر تكه چسب را كشف كردند. «مهين» همچنين اظهار داشت: «هنگام رها كردن جسد صغري، خودرو را كنار جدول پارك كردم.» پس از بررسي محل، آثار به جا مانده لاستيك خودرو روي جدول مشاهده شد.

نيمه‌هاي آشكار و پنهان قاتل
«مهين - ق»، زني كه به‌رغم تصوير منتشر شده‌اش در يكي از روزنامه‌هاي سراسري، چهره‌اي جذاب و لحني گيرا دارد در سال 1356 در روستاي [...] قاقازان به دنيا آمده است. زني كه اينك نخستين قاتل زن زنجيره‌اي ايران لقب گرفته است در 14 سالگي تن به ازدواج با مردي به نام «احمد - ط» داده كه به گفته‌ي او اعتيادش به موادمخدر، سال‌هاي زندگي مشترك‌شان را تيره و تار مي‌سازد. حاصل اين زندگي مشترك، دو دختر 7 و 17 ساله مي‌باشد كه بيماري دختر كوچك‌تر، بر مشكلات خانواده افزوده است. «مهين» كه تا سال سوم راهنمايي به تحصيلاتش ادامه داده، با ناكامي در ادامه تحصيل، با گرايش به ورزش «دو و ميداني»، تلاش مي‌كند به موفقيت‌هايي دست يابد. او كه پس از ازدواج به قزوين آمده است، تا دو سال قبل به عنوان مربي تعليم رانندگي در آموزشگاه [...] مشغول به كار بوده كه به دنبال واژگوني اتومبيل پرايدش، بيكار شده و تنها محل تامين مخارج زندگي‌اش را نيز از دست مي‌دهد. اظهارات «مهين» در جريان تحقيقات نشان مي‌دهد؛ پيشنهادهاي فريبنده يك مرد شياد براي گشايش مالي در زندگي‌اش - از طريق اخذ وام - او را به ورطه‌اي از 25 ميليون تومان بدهي كشانده و فشار‌ها و تهديد‌هاي طلبكاران، شرايطي را براي او كه يك‌بار با كشتن صاحب‌خانه‌اش، طعم ارتكاب جنايت را چشيده است فراهم مي‌سازد تا نقشه‌اي شيطاني را براي سرقت طلاجات زنان مسن در ذهنش بپروراند. نقشه‌اي كه «مهين» با تهيه مواد بي‌هوش‌كننده از ناصرخسروي تهران تدارك مي‌بيند، اينك پرونده‌اي حجيم از ارتكاب شش قتل را پيش روي او قرار داده است.

انگيزه‌‌اي براي جنايت؛ «نفرت از مادر» يا ...
قاضي «علي افتخاري» كه عصر پنج‌شنبه در يك نشست دوساعته، در گفت‌و‌گو با دبير گروه حوادث تابان، ابعاد مختلف بي‌سابقه‌ترين پرونده جنايي همه‌ي دوران حيات دادگستري در قزوين را تشريح مي‌كرد، با تاكيد بر ضرورت انجام كار روان‌كاوي بر روي متهم به منظور شناخت انگيزه‌هاي پنهان او در ارتكاب جنايت‌هايش، گفت: «اينكه به نقل از اين زن گفته شده است كه او به خاطر «نفرت از مادرش» دست به ارتكاب اين قتل‌ها زده است، در جريان تحقيقات قضايي رد شده و متهم نيز چنين ادعايي نداشته است.

براساس اظهارات اين مقام قضايي، «مهين» در جريان تحقيقات با رد اظهارات منتسب به او گفته است: «اگر من به‌خاطر تنفر به مادرم اين‌كار را مي‌كردم اول بايد مادرم را مي‌كشتم. من خيلي‌ها را بي‌مادر كردم ولي راضي نبودم خودم بي‌مادر شوم. از مادرم گله‌مند هستم كه سهم من از ارث پدرم را نداد. ارثي كه حق مسلم من بود. همه خانواده من يك وضعيت مالي خوبي داشتند ولي من به‌خاطر وضعيت شوهرم و اعتيادش نيازمند ارث پدرم بودم ولي مادرم اين حق را از من دريغ كرد. چند بار به افراد مختلف خانواده متوسل شدم كه آنها پا درمياني كنند تا شايد مشكل مالي‌ام با گرفتن سهمم از ارث پدر حل شود كه نشد. زندگي آنچنان بر من سخت شده بود كه بعضي وقت‌ها حتي همان 10 هزار تومان پول آزمايش دختر مريضم كه هر دو ماه ناچار بودم بخاطر تيروئيدش، او را به آزمايشگاه ببرم، نداشتم...»

آزمايشگاه [...] واقع در خيابان خيام شمالي، جايي كه «مهين» دخترش را براي انجام آزمايش مي‌برده است همان مكاني است كه او «كبري» اولين قرباني‌اش را در همان‌جا فريفت و به قربانگاه كشاند.

به گفته‌ي قاضي «افتخاري»، متهم در پاسخ به اين سوال كه چرا سوژه‌هايش همگي از ميان زنان مسن انتخاب شده‌اند، مي‌گويد: «تصورم اين بود كه اين زن‌ها در اين سن و سال، زندگي‌شان را كرده‌اند. ديگر آرزويي ندارند و مرگشان براي خانواده‌هايشان خيلي سخت نخواهد بود. همين بود كه افراد مورد نظرم را از ميان زناني انتخاب مي‌كردم كه سالخورده باشند و طلاجات قابل توجهي همراهشان باشد تا لااقل با كشتن‌شان، بتوانم بخشي از بدهكاري‌هايم را جبران كنم».

«مهين» همچنين از اينكه نتوانسته است خانم نوري را كه به گفته‌ي او به خاطر طلاجات فراوان همراهش «طلافروشي سيار»!! بوده از پاي درآورد، اظهار تاسف كرده و گفته است: «اگر او را كه به بهانه‌اي از اتومبيلم پياده شد، مي‌كشتم با طلاجاتش تا دو سه ماه احتياجي به كشتن زن ديگري نداشتم»!

قاضي «افتخاري» در اين گفت‌و‌گوي اختصاصي با اشاره به روند تحقيقات قضايي در اين پرونده، تاكيد كرد: «در حال حاضر به صورت ويژه و با دقت سرگرم بررسي زواياي مختلف اين پرونده هستيم و تا زماني كه همه نقاط مبهم و تاريك پرونده براي دستگاه قضايي روشن نشود، به اين تحقيقات ادامه خواهيم داد».

  منتشر شده در  شنبه 2 خرداد1388  | 
  POWERED BY BLOGFA.COM