‹‹‹ اخبار و تحليل حوادث و رويدادهاي اجتماعی ››› |
حادثه آنلاين: راز خيانت زن جوان، 72 ساعت بعد از اينکه جسد شوهرش در يك جاده فرعي در حوالي شهرك بيدستان پيدا شد توسط كارآگاهان پليس البرز برملا شد.
به گزارش گروه حوادث تابان، ساعت 9 و سيدقيقه سيزدهم اسفندماه، پس از آنكه مرد ناشناسي در تماس با مركز فوريتهاي پليسي 110 شهرستان البرز، پليس را در جريان مشاهده جسدي در حوالي شهرك بيدستان قرار داد ماموران كلانتري شريفآباد موفق شدند جسد مردي حدوداً 28 ساله را كه پاهايش با طنابي بسته شده بود و چسبي نيز بر روي دهانش قرار داشت در يك جاده فرعي خاكي پيدا كنند.
دقايقي پس از پيدا شدن جسد اين مرد ناشناس، كارآگاهان جنايي پليس آگاهي البرز كه همراه با بازپرس دادسراي عمومي و انقلاب البرز و ماموران تشخيص هويت در اين محل حاضر شده بودند در بررسيهاي اوليه خود دريافتند كه مقتول براثر بسته شدن طنابي به دور گردنش خفه شده است و عاملان ارتكاب جنايت پس از آنكه او را در نقطهاي ديگر به قتل رساندهاند به اين محل منتقل و در حاشيه جاده خاكي از خودروي خود بيرون انداخته و گريختهاند.
كارآگاهان پليس البرز كه با انتقال جسد مرد جوان به سردخانه، براساس دستور بازپرس شعبه اول دادسراي عمومي و انقلاب البرز، ماموريت يافتند با مشخص كردن هويت فرد مقتول، ردي از عاملان جنايت يافته و با شناسايي و دستگيري آنان، راز سر به مهر قتل اين مرد را آشكار سازند در نخستين مراحل تحقيق، دريافتند؛ جسد متعلق به فردي به نام «چنگيز- الف» 28 ساله، كارگر كارخانه [...] شهرصنعتي البرز بوده كه ساعت 10 شبي كه روز بعد از آن جسدش در حوالي شهرك بيدستان كشف ميگردد براي خريد شيريني سالگرد تولد فرزندش از خانهاش در شهر صنعتي البرز خارج شده و ديگر بازنگشته است.
تنها 72 ساعت پس از آغاز بررسي همهجانبه كارآگاهان براي دستيابي به ردي از عاملان قتل «چنگيز»، آنان كه به رفتار همسر مقتول در مواجهه با ماموران پليس مظنون شده بودند او را به مقر پليس آگاهي فراخواندند. «سكينه» كه بيخبر از شك پليس به او، كوشيد با ظاهرسازي، خود را بيخبر از ماجراي مفقود شدن و قتل شوهرش معرفي كند سرانجام، هنگامي كه با آشكار شدن ضد و نقيض گوييهايش براي كارآگاهان، مقهور بازجويي هايي فني - پليسي شد لب به اعتراف گشود و از خيانت به شوهرش پرده برداشت.
«سكينه» كه به كار فيلمبرداري از مجالس زنانه اشتغال دارد در تشريح ماجرا به كارآگاهان گفت؛ «از چندي پيش با «بابك»، مردي كه در همسايگي ما زندگي ميكند، رابطه برقرار کردم. اين رابطه با دعوت او براي فيلمبرداري از چند مجلس خانوادگي خانوادهاش، آرام آرام به روابط نامشروع كشيده شد و در جريان همين روابط پنهان بود كه او خيلي نسبت به من ابراز علاقه مي كرد و مي گفت كه به همسرش علاقهاي ندارد و مايل است با جدايي از زنش با من ازدواج كند».
زن جوان كه اشكهاي پشيماني و ندامت، ديگر هنگام بر گونههايش دويده بود، با صدايي لرزان در حالي كه با دستانش بازي مي كرد، ادامه داد: «روابط پنهان ما همچنان ادامه داشت و حرفهاي دلنشين و عاشقانه بابك چنان مرا مجذوب خودش كرده بود كه حتي ديگر به سه فرزند خودم هم فكر نميكردم و تنها در انديشهام، رسيدن به او بود. تا اينكه دو سه هفته قبل با هم به اين نتيجه رسيديم كه بايد شوهرم را از سر راه برداريم تا ديگر كسي مانع ارتباط ما با هم نشود، چون اگر شوهرم ميفهميد براي هر دوي ما گران تمام ميشد...»
با اعترافات تكان دهنده زن جوان، «بابك» در حالي كه عكسي از «سكينه» را همراه داشت در محل سكونتاش در شهرصنعتي البرز، توسط ماموران پليس دستگير شد. «بابك – ع» 23 ساله كه در اولين لحظات دستگيري، نقشههاي شيطانياش را نقش برآب ميديد، هنگامي كه پشت ميز بازجويي نشست و چشم در چشم افسر بازجوي پليس آگاهي انداخت، دانست به آخر خط رسيده است.
«بابك» با تاييد گفتههاي «سكينه» در باره چگونگي ارتكاب جنايت گفت: «براي عملي كردن نقشه قتل چنگيز چارهاي نداشتم جز اينكه، دو تن از دوستان و بستگانم را با تهيه اتومبيلي به كمك بگيرم. پس از طراحي نقشهاي، شب دوازدهم اسفندماه، باتفاق «ابوالفضل» و «حميد» به درب خانه «چنگيز» كه تازه از كارخانه برگشته بود رفتيم و به بهانه آنكه مراسمي در نصرتآباد هست و نياز به يك فيلم بردار براي تصويربرداري دارد او را از خانه بيرون كشيديم و سوار بر اتومبيل براه افتاديم».
مرد جوان كه وحشت و اضطراب تمام وجودش را در خود گرفته بود، افزود: «براساس نقشهاي كه از قبل كشيده بوديم در مسير روستاي نصرتآباد، به بهانه تمام شدن بنزين اتومبيل را متوقف كرديم و من براي آوردن گالن بنزين از اتومبيل پياده شدم و با گشودن درب صندوق عقب، يك رشته طناب پلاستيكي و چسب شيشهاي را كه از قبل آماده كرده بودم آوردم و ناگهان طناب را در صندلي عقب به دور گردن چنگيز انداختم و در حالي كه من به شدت طناب را مي كشيدم و او با مقاومتاش ميكوشيد مانع كارم شود، حميد، پاهاي چنگيز را با طناب بست و چسب شيشهاي را هم بر روي دهان او كشيد».
متهم رديف اول پرونده اين جنايت هولناك در ادامه بازجويي در مقر پليس آگاهي گفت: «من تا زماني كه مطمئن نشدم چنگيز مرده است بالاي سر او ايستادم، چون او من را ميشناخت و اگر زنده ميماند برايم دردسر ميشد. پس از اينكه مطمئن شديم ديگر چنگيز مرده است جنازهاش را به يك جاده خاكي در پشت كارخانهاي در حوالي بيدستان برديم و همانجا از ماشين بيرون انداختيم و به خانه برگشتيم».
براساس اين گزارش، با اعترافات «بابك»، دو همدست او در ارتكاب قتل «چنگيز» نيز دستگير شدند و پس از انجام تحقيق و بازجويي از كليه متهمان، بنا به دستور بازپرس دادسراي عمومي و انقلاب شهرستان البرز، «سكينه» ، «بابك» ، «حميد» و «ابوالفضل» به اتهام ارتكاب قتل عمد، مباشرت در طراحي و ارتكاب قتل و همچنين رابطه نامشروع، روانه زندان مركزي قزوين شدند تا رسيدگي قضايي به پرونده اين جنايت تازه آغاز گردد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|